صادق هدایت 106 ساله بت من نیست . تصویر هر کسی است که راه او را برود

..... و از عمر چهل و نه ساله ي خود سي و نه يا چهل اثر ذي قيمت به يادگار نهاد ، مثل اينكه از هفده – هجده سالگي به نوشتن پرداخته باشد و هر سال يك كتاب نو در يك رشته ي مهم عرضه كرده باشد و اين خود نشان مي دهد كه اين مرد تا چه اندازه اهل كوشش و كار مثبت و خلاق بوده است و چه در اشتباهند آنان كه مي پندارند هدايت اهل بطالت و بي اعتنايي به زندگي بوده است.......
غرض نويسنده ي اين سطور اين است كه در چند سطر و به شكل اشاره ي مختصر باز گويد و بازنمايد كه هدايت در سازندگي و تربيت مستعدان چه تأثير عظيمي داشت.
هدايت با تعارف هاي خنك و لوس و تظاهر هاي توخالي و بي حقيقت سخت مخالف بود . صراحت بيان و صداقت گفتار از مشخصات ذاتي او بود؛ در كارهاي علمي و مسايل هنري با نان قرض دادن و تعارف كردن و ابن الوقت بودن موافق نبود ؛ در انتقاد با روشن بيني و انصاف اما به طنز تلخ و نيش دار قلم می زد....

... اگر كسي را در رشته اي مستعد مي ديد همچون استادي دلسوز اما خيلي بي تظاهر و بي افاده ، او را راهنمايي مي كرد و راه مي انداخت؛ به طوري كه پس از مدتي با ارشاد پر ارج او، طرف آدمي مي شد كاركرده و صاحب نظر ؛ بي پرده بگويم از مسعود فرزاد و شين پرتو و بزرگ علوي بگير تا خانلري و رحمت الهي و احمد فرديد و صادق چوبك و آل احمد و (سیمین دانشور) و پرويز داريوش تا خود نويسنده(ابوالقاسم انجوي شيرازي) برسد، همه هرچه دارند قسمت اعظم آن را از بركت وجود هدايت دارند و از او آموخته اند و باز چه با انصافند فرزاد و چوبك و امثال اينان كه حق آن مرد را كتمان نمي كنند و پاس پيش كسوتي او را دارند.
بله هر كسي را در هر كاري با استعداد و با ذوق مي ديد در همان كار راهنماي او مي شد، به آنكه زبان فرنگي مي دانست و از داستايوفسكي لذت مي برد، كتابهاي داستايوفسكي مي داد و تشويق مي كرد تا همه را يا يكي – دو تايي از آنها را ترجمه كند و البته خودش اين كتابها را قبلاً خوانده بود و موارد ضعف و مناطق قوت آنها را مي دانست و مي نمود و طرف را وا مي داشت تا دست به كار ترجمه شود . آثار داستايوفسكي كه به ترجمه ي رحمت الهي مي بيني از اين قبيل است و كارهايي كه حسن قائميان ترجمه كرده نمونه اي ديگر ......
......... هدايت در سال هاي بعد از شهريور با آن همه ملال و خستگي به جا و به مورد كه داشت ، مكتبي ايجاد كرد كه جماعتي از نويسندگان و مترجمان و محققان و شاعران امروزي پرورده و تربيت شده ي آن مكتب هستند.........
ابوالقاسم انجوي شيرازي
..... تا چند ماه پيش كسي از تحصيل كرده هاي فرانسه ، نام صادق هدايت را نمي شناخت . در آوريل 1950در مجله «نوول ليترر» مقاله اي از روژه لوسكو درج گرديد كه موجب شگفتي شد . لسكو چنين اظهار داشت بود: «نام صادق هدايت به عنوان پايه گذار اصلي ادبيات ايران باقي خواهد ماند . آثار او در حقيقت به ادبيات ايران نيروي تازه اي بخشيد ، اين نيرو مولد تجددي است كه براي ادبيات ايران آينده اي را كه شايسته ي گذشته ي درخشان آن است ، تأمين خواهد كرد . ............»
....روژه لسكو كه مترجم شايان تحسين هدايت است حق داشت . كمي بعد از انتشار اين مقاله ونسان مونتي در تهران به وسيله ي انجمن روابط فرهنگي ايران و فرانسه جزوه اي درباره ي زندگي و آثار هدايت منتشر كرد و دو داستان «بن بست» و «فردا» ي او را به زبان فرانسه ترجمه نمود.
هدايت در فرانسه تقريباً ناشناس مانده بود ، تا اينكه اخيراً كتابي احلام برانگيز با عنوان «بوف كور» كه امضاي هدايت دارد و به وسيله ي روژه لسكو ترجمه شده است ، انتشار يافت .
آندره روسو در «فيگارو ادبي » بي ترديد اظهار داشت كه اين اثر به خوبي مي تواند
نويسنده ي آن را « در زمره ي پرمعني ترين نويسندگان عصر ما در آورد. ».......
پاستور والري – رادو
-------------------------------------------------------
صادق هدایت 106 ساله بت من نیست . تصویر هر کسی است که راه او را برود!
خواستم به بهانه ی تولد هدایت بنویسم . اما هرچه خواستم دست و دلم نرفت . چرا وقتی از تولد خود ناراحتم باید تولد هدایت رو که بیش از هر کسی ناراحت بود جشن بگیرم.
ما ها فقط پوستمان را کلفت تر بار آورده ایم ، خود خر کردن را خوب یاد گرفته ایم و به بی شرفی عادت داریم. مثلاً تا یک جایی در محفلی گفتند ایرانی ها را همه جای دنیا به دزد و ... می شناسند و باهاشون معامله نمی کنند ؛ فوری می زنیم زیر خنده و ما هم یه جمله اضافه می کنیم که بله ، در هیج چیز که اول نشدیم لااقل از این یکی در جهان از همه سریم ! ( نهایت زوال شرافت ، یعنی بی شرفی )
برای هدایت باید از مرگ نوشت چون برایش شیرین تر از تولدش بود .
نمی خواهم مرثیه سرایی کنم . آخه « آقا مجید تو خودت روضه ای ، گریه کن نداری و الا خودت یه پا مصیبتی ، دلت کربلاست..... دنیامون هم که شده عاقبت یزید! »
نه اینکه هدایت بت من باشه . هدایت راه منه . راه همه ی اونهایی که پی حقیقت اند ، حقیقت تلخ.
دیگه خسته شدم بس که به هر پوفیوزی باید توضیح بدم بابا هدایت اینطوری نبوده ، اونطوری بوده ، آخه کتاب فلانشو خوندی ؟ تو از کجا می دونی ؟ .....
واسه مردمی که قد خر نمی فهمند . می گم گور بابای هرچی .... . می گن مگه خودت ایرانی نیستی ؟ می گم اگه ایرانی بودن اینه ، من به گور بابام می خندم که ایرانی باشم...
یه مشت موجود گه ِخود سانسور ِ دیوس که از ترس ، زبونشون تو کونشونه ، اما اگه به همین ها رو بدی می خوان سوارت شن ، تازه بعدش هم می گن ما تورو آره!
=========================================================
خب این مطالب بالا رو آقا مجید نوشته بود .در آخر منم چیز خاصی اضافه نمیکنم، فقط یه سری لینک هستن که بعضی هاشون درباره صادق خان هستن، تعدادیشون هم اصلا ربطی به قضیه ندارن!
وبلاگها و نوشته هایی درباره صادق هدایت :
وبلاگی با مطالب بسیار جالب درباره هدایت (حتما به این وبلاگ سر بزنید)
بهترین نقد بوف کور (البته به نظر خودم. اگه عشق هدایت هستید و حوصله هم دارید، روز تولدش بوف کور رو به همراه این نقد یه بار دیگه بخونید)
پاسخ به دروگ هایی درباره هدایت (دروگ همون دروغه، متن این مقاله به سبک خاصی نوشته شده، مثلا «ک = که و ... . فونتش هم ریزه، اگه از فایرفاکس استفاده میکنید با زدن کلید + (+) ctrl میتونید زوم کنید، اگه هم از enternet explorer کپی کنید تو Word بعد بخونیدش )
گفتگویی با جهانگیر هدایت دربارۀ صادق خان
ف-ی-ل-ت-ر شکن :
فیلم:(به درد کسایی میخوره که یا تو ایران دانشجو و کارمندن یا اصلا ایران نیستن، البته حجم هر فیلم حدود 150 مگابایته، زیادم زیاد نیست) ،اگه پسورد احتیاج داشت، www.arianworld.com پسوردشه ...
چنتا آهنگ رپ از شاهین ن-ج-ف-ی :
آوازه خوان در خون (درباره فریدون فرخزاد)
آهنگهای بیشتر از شاهین نجفی ...
دانلود آهنگهای داریوش، ابی و سایر خوانندگان قدیمی :


